من از موم می ترسم

موم از من می ترسه

دهنت رو باز کن

مو می یاد بیرون

چی دیدی؟ 

من هیچ چی ندیدم

فقط مو دیدم

بدنش رو دیدی؟

نه

مرده بود؟

فکر کنم

به دوربین نگاه کن. می خوام فوکس کنم

فکر می کنی حرف هات رو باید باور کنم؟

آره. ما داشتیم شهر رو ترک می کردیم. آسمون پر از هواپیما بود. شاید صد تا یا هزار تا. هواپیماهای مسافربری. همه پیاده بودند و داشتیم از دروازه شهر می رفتیم بیرون. من به بالا سرم نگاه کردم و هواپیما ها رو که مثل ملخ بودند دیدم. دلم می خواست به زیر شکمشون دست بکشم. اون قدر گشنه شدیم که شروع کردیم موهامونو خوردیم

باور می کنم

گربه داره خفه می شه. یکی با ماشین بنز قدیمی سفید عروسی کرد. مردم توی خیالون بودند. ابوالهول پایین پام داره تکون می خوره و من رو می کشه پایین. داره باد می کنه مثل بادکنک. از پشتم یه گربه می زنه بیرون.  باید با خودم ببرمش استخر زنونه. توی آب خفه شد. اما زدم توی سینه اش و آب اومد بیرون و دوباره نفس کشید

  بول شیت

.